نگارگری ایرانی در مکتب قدیم خود هنری بوده است وابسته به شعر و ادبیات. و همواره در دوره‌های مختلف تاریخی روایت‌هایی از داستان‌ها، افسانه‌ها و اساطیر ایرانی، در قالب نظم و نثر، با بن‌مایه‌هایی از عرفان شرقی تصویرسازی شده‌اند.

آنچه در قاعده‌ی قدیم می‌بینیم هر نگاره روایتی مصور و مفصل از یک یا چند مجلس منظوم یا منثور است. در معدود آثار باقی مانده گاهی در روایتی عاشقانه، گاهی در بزم و گل‌گشت و حتی در رزم شاهان، خنیاگرانی مشغول نواختن تصویر شده‌اند. حضور این نوازندگان در فضای روایی داستان، در معنای درونی، اشاراتی ست به تعابیر عرفان شرقی و در معنای بیرونی نشان از هم‌نوایی شعر و ادبیات فارسی با موسیقی دارد.

مجموعه‌ی خنیاگران می‌کوشد اهمیت معناییِ موسیقی و حضور نوازندگان را، به‌عنوان جزئی از فضای نگاره‌های قدیم، در روایتی متفاوت نشان دهد. حفظ روح قدیم در فضای هر نگاره تعهدی‌ست که نگارگر به آن وفادار مانده است.